آویسا گلمآویسا گلم، تا این لحظه: 15 سال و 10 ماه و 9 روز سن داره
علی جونمعلی جونم، تا این لحظه: 12 سال و 2 ماه و 21 روز سن داره

گلکانم، آویسا و علی

خاطرات روزانه(30بهمن90)

1390/12/2 7:46
نویسنده : مامان نسرین
209 بازدید
اشتراک گذاری

                      

niniweblog.com

ساعت 3 بعدازظهر اومدم مهد دنبالت.به خاله مریم زنگ زدم اونم ماشین نداشت.می خواستم آژانس بگیرم ولی خاله گفت بیا  با سرویس میریم از دم خونه شون  آژانس بگیرم.

خلاصه اومدم مهد و تو رو از خاله سمیه گرفتم.و منتظر خاله مریم وایستادیم. تو هم که طبق همیشه آرام و قرار نداشتی و دلت می خواست بری بیرون و بدویی. دم در مهد خاله فرزانه(مامان رژین) رو دیدم.گفت ما رو می رسونه.niniweblog.comخلاصه خیلی به ما لطف کرد. ما با رژین پشت ماشین نشستیم و خاله مریم جلو.رژین ناناز چیپس می خورد و یه دونه هم به تو داد. تو هم همش بهش می خندیدی و چیپس رو می خوردی.موقع پیاده شدن هم کلی ذوق داشتی وهمش برای رژین دست تکون می دادی و می خندیدیniniweblog.comبابایی قرار بود دیر بیاد.سعی کردم یه ساعتی بخوابونمت که هم استراحتی کرده باشیم و هم زمان زودتر بگذره. اونم چه خواب و استراحتی.همش می خواستی شیر بخوری و از خواب خبری نبود آخرش گفتم بلند شو نخواستم بخوابی. بهت سیب دادم. تو مشغول خوردن سیب شدی.باهم کمی بازی کردیم در کنارش منم شامی آماده کردم.  بهت شام تو دادمniniweblog.com بعد بابایی اومد تا کلید تو در انداخت تو با ذوق پریدی سمت در.niniweblog.comخلاصه شام خوردیم و خوابیدیم . عزیز دلم ماجرای خواب تو و شب های من هنوز ادامه داره.niniweblog.com

 

                فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز                        

                        

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

مامان ریحانه جون
30 بهمن 90 12:02
سلام مامان آویسا جون... ممنون از نظرتون.. آتلیه شهرستانه... دختر ناز شما هم هر جا عکس بگیره خوشگله


سلام عزیزم.منم از اینکه جواب دادید متشکرم و از تعریفتون ممنون
مامان احسان
1 اسفند 90 8:44
سلام عزیزم ممنون از اینکه به ما سر زدید آویسا خوشگله رو ببوس


سلام خواهش میکنم.شما هم پسر گل رو ببوس